نشبيل - [بشين معجمه و باى موحده. بوزن منديل [1]] شست باشد يعنى قلاب ماهىگيرى. مثالش عبد الواسع جبلى گويد: بيت ز تير و نيزۀ او دشمنان هراسانند چو اهرمن ز شهاب و چو ماهى از نشبيل و در تحفه آلتى قلاب مانند كه بآن خرما از درخت گيرند نيز آمده *. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1432) 
"شست ماهيگير باشد .منجيك گفت: بيت اى ماهى سيمين[و]بمه بر زده نشبيل ديريست بباغ اندر،بر زرين قنديل" 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص211) 
(اسم) ←نشپيل. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2995) 
نشپيل (اسم) شست ماهى. دام. مطلق قلاب را گويند عموماً و قلاب و شست ماهىگيرى را خوانند خصوصاً. قلابى كه بر سر رشتهاى ابريشمى يا از موى اسب كنند و بدان گوشت يا خوردنى ديگر پيوندند و براى صيد ماهى در آب افكنند. ¦¦آلتى مانند قلاب كه با آن خرما و خوشۀ ميوه را از درخت فروآورند. ¦¦هر قلابى كه بدان چيزى آويزند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2995) 
نشپيل [ necpil ]بالكسر و باء فارسى و ياء معروف،قلاب عموما،و شست ماهى خصوصا، ناصر خسرو گويد: بيت كرده ز بهر ستم و جور خشك جنگ چو نشپيل و چو شمشير ناب و عبد الواسع گويد: بيت ز تير و نيزۀ او دشمنان هراساناند چواهر من ز شهاب و چو ماهى از نشپيل و در نسخۀ سرورى بفتح نون گفته،و در تحفه آلتى قلاب مانند كه بدو خرما از درخت گيرند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1405) 
به كسر اول و سكون ثانى و باى ابجد به تحتانى كشيده و به لام زده مطلق قلاب را گويند عموما و قلاب و شست ماهىگيرى را خصوصا و به فتح اول هم به اين معنى و هم آلتى باشد مانند قلاب كه با آن خرما از درخت فرود مىآورند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص902) 
بكسر اول و سكون ثانى و پاى پارسى و ياى معروف قلاب باشد عموما و شست ماهىكيرى خوانند خصوصا عبد الوامع جبلى كفته ز تير و نيزه او دشمنان هراسانند چو اهرمن ز شهاب و چو ماهى از نشبيل حكيم ناصرخسرو كفته اينكه تو بينى نه همه مردمند بلكه ذآيند بزير ثياب كرده ز بهر ستم و جور و جنك چنك چو نشپيل چو شمشير ناب 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص712) 
[اسم] [فارسی]شست و دام و قلاب ماهىگيرى.و هر قلابى كه بدان چيزى آويزند.و قلاب مانندى كه بدان خوشه ميوه را از درخت فرود آورند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3711) 
شست ماهيگير بود.منجيك گويد : تو ماهى سيمين و بمه برزده نشپيل#ديريست بباغ اندر بر زرين قنديل 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص177) 